از «مهدی باکری» در ارومیه تا «علیرضا زاکانی» در تهران




شهردار بلافاصله دستور داد پمپ مکش آب بیاورند و تا پمپ برسد با کمک همکارانش سد کوچکی جلوی درب زیرزمینی ساخت. دقایقی بعد آب زیرزمین خالی شد و پیرزن که حالش بهتر شده بود شروع به دعای خیر به مهدی بکر کرد و گفت: خدا رحمتت کند پسرم. آن شهردار کجاست که کمی از ذهن شما یاد بگیرد؟!